یاسین نگاه: بزرگترین ترس من بازگشت به دوران تاریک طالبان است

21/02/2014
کارزار مبارزاتی
en fa

یاسین نگاه، مدیر مسئول هفته نامه پرسش و مسئول کاشانه نویسندگان است. او فارغ التحصیل از دانشکده زبان و ادبیات دری است و همچنین با کانون فرهنگی جوانان افغانستان و ماهنامه الگو نیز همکاری می کند. امنیت و بازگشت دوره تاریک طالبان، بزرگترین ترس اوست اما با این حال اعتقاد دارد که برگشت به وضعیت اسف بار گذشته غیرممکن است. رشد و بهبود نظام تحصیلی، گسترش رسانه ها و وضعیت زنان را به عنوان دستاوردهای مثبت دوران جدید می داند. او همچنین بزرگترین منبع قابل اتکا در داخل کشور را قوانین تکوین یافته مدنی افغانستان می‏داند که به زنان این فرصت را می دهد تا از نیروی بالقوه خود برای پیشبرد خواست ها و مطالبات خود استفاده کنند.

Photo : Jakfar Hosseini / Matthieu Hackière

لطفاً خودتان را معرفی کنید.

یاسین نگاه هستم. مدیر مسئول هفته نامه پرسش و مسئول کاشانه نویسندگان؛ فارغ التحصیل از دانشکده زبان و ادبیات دری.

آیا مواردی هست که در آن حقوق بشری شخص شما نقض شده و در زندگی شما تاثیرگذار بوده است؟

کسانی که در این کشور زندگی می کنند تمام زندگی و حافظه آن ها مملو از خاطرات نقض حقوق بشری است. من خودم زمانی که می خواهم آنچه را که با خودم می اندیشم با دیگری درمیان بگذارم، چون می فهمم که امکان دارد این کار برایم سخت تمام بشود از آن اجتناب می ورزم. خب معلوم است که به این ترتیب حقوق بشری من درجا نقض می شود. این مساله تمام ابعاد را در بر می گیرد. چه از نگاه اجتماعی، چه از نگاه فرهنگی و چه از نگاه سیاسی، چون نمی توانم از آزادی عملی که دارم درست و دقیق استفاده کنم مسلما حقوق بشری من نقض خواهد شد. شاید خاطره ای که من برای شما تعریف می کنم کمی طنزآمیز و خنده دار به نظر برسد ولی واقعیت دارد. در زمان طالبان من صراف بودم و صرافی داشتم. یک روز طالبان آمدند و من را با خود بردند به آرایشگاه و موهایم را تراشیدند. من هرگز این قضیه را فراموش نخواهم کرد. شاید مساله ای ساده و دم دستی محسوب شود ولی کاملا با مساله حقوق بشری در ارتباط است. در اصل گروهی به حوزه فردی من حمله کردند و حیثیت من را خدشه دار کردند.

دستاوردهای مهم این دوران (جدید) چه بوده است؟

جدی ترین دستاورد ما در دوره جدید، نصاب تعلیمی جدید و زنده شدن معارف کشور است. معارف ما رشد روزافزون و چشم گیری داشته است. با همه کاستی هایی که آموزش و پرورش ما دارد، من باز هم یکی از مهم ترین دستاوردهای دوران جدید را تجدید بنای معارف کشور می دانم. دومین دستاورد در حوزه رسانه ها شکل گرفته است. در گذشته ما فقط یک یا دو رسانه چاپی و یک یا دو رسانه صوتی و تصویری داشتیم اما امروز ما با انبوهی از رسانه های شنیداری، دیداری و نوشتاری روبرویم. رسانه هایی خصوصی، مستقل و آزاد که با وجود عدم حمایت دولت از آن ها توانسته اند جایگاه خود را در بستر اجتماع تثبیت کنند. سومین دستاورد هم فعالیت در حوزه زنان است. باوجود تمامی بدبینی ها در مورد نقض حقوق زنان، بالارفتن آمار خشونت علیه زنان و آمارهای عجیب و غریب دیگر، بیشترین کار در این یک دهه در حوزه زنان صورت گرفته است. حضور زنان در مجلس نمایندگان، حضور زنان در نهاد ها و بخش های خصوصی، حضور و اشتراک زنان در فعالیت های مدنی، در رسانه ها، در دانشگاه ها و مکاتب و در تمام حوزه ها حضوری فعال، سازنده و امیدآفرین بوده است.

چه چیزی در دوران جدید اعتمادتان را جلب کرده و شما آن را به عنوان یک نو آوری و ابتکار، مثبت ارزیابی می کنید؟

آن چیزی که در دوران جدید باعث جلب اعتمادم شده و من در راستای عملی شدن آن تلاش می کنم، تدوین قانون اساسی در کشور است. هر روز که قانون اساسی را می خوانم، حس می کنم که برای همیشه از آن تحجر تاریخی و از آن جهل تاریخی فاصله گرفته ایم و وارد یک فضای دموکراتیک و مدرن شده ایم. فضایی که در آن به ارزش های انسانی و کرامت بشری احترام گذاشته می شود. قانون اساسی ما حتا از قوانین کشورهای همسایه نیز مدرن تر و متوسع تر است. من به این قانون باور دارم و برای بالندگی آن کار می کنم.

مهم ترین ترس امروز شما چیست؟

امنیت و بازگشت دوره سیاه طالبان؛ مهم ترین ترس من، نداشتن امنیت کامل و بازگشت به دوره انحطاط است.

از نظر شما سه چالش بزرگ (ساختاری، اجتماعی و فرهنگی) پیش روی افغانستان چیست؟

اولین چالش بزرگ بحران امنیت است. دومین چالش بی برنامه گی دولت در اجرای راهبردهاست، در مصارف پول های سرازیر شده به کشور و چالش سوم عدم شفافیت در سیاست خارجی کشور است. اگر به امنیت داخلی توجه شود و با یک برنامه دراز مدت روی زیرساخت های اقتصادی و توسعه شهرها و روستاهای افغانستان کار شود و اگر ما دیپلماسی دقیق و سیاست خارجی مشخصی داشته باشیم، اکثر مشکلاتی که امروز دامن گیر جامعه شده از بین خواهد رفت.

فکر می‏کنید جامعه افغانستان امروز اجازه خواهد داد که دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و عدم حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟

هرگز، هرگز، هرگز! شاید در شهرها و روستاهای دور افتاده کشور هنوز نیروی مبارزه با بازگشایی و گسترش مکاتب وجود داشته باشد ولی در هرصورت اعتقاد من و بخش بزرگی از جامعه این است که برگشت به وضعیت اسف بار گذشته غیرممکن است و ما نباید بستر بازگشت به تاریخ سیاه گذشته را فراهم کنیم. من این ظرفیت را در درون جامعه می بینم؛ ظرفیت مبارزه با بازگشت به گذشته. ما باید به هر قیمتی که شده، نه تنها این وضعیت را حفظ کنیم بلکه برای رفتن به آینده پایدار و روشن تلاش کنیم.

آیا خاطره ای دارید که در آن حقوق بشری یکی از اعضای زن خانواده و یا آشنایان شما نقض شده باشد؟

خانواده ام اجازه نمی دادند که خواهرم تحصیل کند و به مکتب برود؛ اما با تلاش های من خوشبختانه خواهرم در حال حاضر به دانشگاه می رود. من نگذاشتم این حق طبیعی او نقض شود. اما در فامیل ما هستند دخترانی که دوست داشتند ادامه تحصیل بدهند اما خانواده هایشان، آنها را از مکتب محروم کردند، مجبورشان کردند شوهر کنند و امتیاز درس خواندن و آموزش و پرورش را از آنان گرفتند.

سه عامل بازدارنده در مقابل مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چیست؟

در حوزه فرهنگ، میزان پایین سواد هم در مردان و هم در زنان، یکی از عوامل بازدارنده شناخته می شود. به هر اندازه که میزان سوادآموزی و تحصیلات در کشور افزایش یابد، میزان آگاهی و مشارکت مردم در فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیز زیاد می شود. در حوزه اقتصادی بحران اشتغال به عنوان یکی از عوامل بازدارنده شناخته می شود. تا وقتی که زن دستش در جیب مرد خانه است، نمی تواند استقلال عمل داشته باشد و در جامعه فعالیت کند. فیزیک، ذهن و شخصیتش تنبل می شود و ناخواسته شخصیتی زیردست شناخته می شود. سومین و تاثیرگذارترین عامل بازدارنده، سنت ها و رسم و رواج های ناپسندی است که به شکل تاریخی در فرهنگ ما وجود داشته و نهادینه شده است. حتا خیلی از زنان نیز به این فرهنگ و سنت پایبندند و به آن اعتقاد دارند. نمونه اش ادبیات شفاهی مردمحور حاکم بر گفتار زنان است. این که دوست دارند که در خانواده، فصل الخطاب مرد خانواده باشد. وقتی در خانه دختری به دنیا می آید تا اندازه ای غمگین می شود و یا زمانی که دخترشان را می خواهند توصیف کنند می گویند که «عین یک مرد است.»

به نظر شما سه مطالبه عمده زنان به طور کلی چیست؟

حقوق سیاسی؛ یعنی ایجاد زمینه و بستر مناسب توسط نظام، برای فعالیت های هرچه بیشتر سیاسی. البته به نظر من باید مطالبات زنان بر مبنای کوشش و تلاش خود آن ها هم باشد. نه این که صرفا دولت را مسئول وضعیت خود بدانند و فقط از او توقع آزادی های مدنی و سیاسی را داشته باشند. تاریخ جنبش های زنان نیز این موضوع را به وضوح نشان داده که برآورده شدن مطالبات زنان همیشه بر مبنای پافشاری و ایستادگی تحقق پیدا کرده است. حقوق کار و اشتغال را نیز می توان از مطالبات عمده زنان دانست. در حوزه اجتماعی، زنان توسط فعالیت های مدنی خود می توانند حضور خود را تثبیت کنند. اما تا زمانی که زنان هویت سیاسی و هویت اقتصادی خود را به دست نیاورند، نمی توانند در حوزه های اجتماعی و فرهنگی کاری را از پیش ببرند.

منابع و مراکز قابل اتکا در داخل افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان چه کسانی هستند؟

بزرگترین منبع قابل اتکا در داخل کشور قوانین تکوین یافته مدنی افغانستان است که به زنان این فرصت و مجال را می دهد تا از نیروی بالقوه خود برای پیشبرد خواست ها و مطالبات خود استفاده کنند.

برای دختر خودتان چه آرزویی دارید؟

آرزو می کنم که پیش از هرچیز انسان باشد و من طوری با او رفتار کنم که روزی هزار بار شکر کند که زن به دنیا آمده است.

در حوزه خصوصی و یا عمومی یعنی فعالیتهای مدنی و حرفه ای خود برای رفع موانع ذکر شده من جمله تبعیض چه کرده اید و چه می کنید؟

من اساسا شغلم نویسندگی و روزنامه نگاری است. در هر سطر و هر کلمه ای که نوشته ام و در هر مقاله ای به هر مضمونی که پرداخته ام، تمام تلاشم این بوده که در آن نوشته ارزش های دموکراتیک و ارزش های حقوق بشری حفظ و بازتاب داده شود و از این ارزش ها حمایت شود. من از دوره ای که در تخار دانش آموز بودم، با نهادهای مختلف کار کرده ام. بعد از سال هشتاد و سه که به کابل آمدم با کانون فرهنگی جوانان افغانستان همکاری کردم، با ماهنامه الگو با چند تن از دوستان کار کردم، در سال هشتاد و سه که وارد دانشکده زبان و ادبیات دری شدم با دوستان انجمن قلم افغانستان آشنا شدم و با آن ها کار کردم که محتوای کار انجمن قلم دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان است. در سال هشتاد و پنج کاشانه نویسندگان و همچنین بخش جوانان انجمن قلم را تاسیس کردم. از دو سال پیش هم، هفته نامه پرسش را به همراه دوستان منتشر می کنیم که هفته نامه ای سیاسی است. تمام این فعالیت ها در راستای تامین حقوق شهروندی و دفاع از آزادی بیان بوده است. من در حد توانم چه در خانواده، چه در فامیل و چه هر جای دیگر، وقتی شاهد نقض حقوق انسان دیگری بودم در مقابل آن ایستادگی کردم و از آن حقوق دفاع کردم. مثالی هم می توانم از شخص خودم بزنم. من به استاد در ساعت درسی گفتم که سوال دارم و استاد به خاطر این مساله مرا از صنف بیرون کرد. من از این حق خود دفاع کردم. در صنفی هم که خودم درس دادم به دلیل خاطرات تلخی که از سر گذراندم همیشه سعی کردم تا با تمام شاگردان رفتار خوب و مناسبی داشته باشم و حق پرسش گری و انتقاد را از آنان سلب نکردم.

اگر پیام خاصی دارید، بفرمایید؟

در افغانستان، ما سرانجام به این نتیجه رسیدیم و باید برسیم که جنگ راه حل نیست. بازگشت به وضعیت سی ساله جنگ، راه حل نیست. درست است که ما مشکلات فراوانی داریم ولی نباید نگاه خود را از آینده دور کنیم. من از تمام شهروندان خواهش می کنم که نیمه پر پیاله را ببینند و تصور نکنند که ما در حال سقوط هستیم. ضمنا از تمام مردم کشور می خواهم که در انتخابات شرکت کنند و رای دهند؛ چون رای دادن در هر شرایطی بهتر از رای ندادن است. به کسی رای بدهیم که دستش به نقض حقوق بشر آلوده نشده باشد.

بیشتر بخوانید
campagne