عزیزه خیراندیش: اگر صلح به قیمت از دست رفتن عدالت و ارزش های کنونی باشد، شرایط زندگی برای زنان در افغانستان دوباره وحشتناک خواهد شد

14/02/2014
کارزار مبارزاتی
en fa

عزیزه خیراندیش هماهنگ کننده دفتر شبکه نهادهای مدنی حقوق بشر در ولایت هرات است. او معتقد است که با توجه به کمک های مالی که به افغانستان شده و تمرکز روی زنان در کل تغییرات زیادی در وضعیت زنان به وجود آمده است و گرچه به وضعیت کنونی بدبین نیست اما بر این باور است که اگر طالبان به دولت راه یابند و بخواهند ماده سوم قانون اساسی را که «هیچ قانونی نمی تواند مخالف معتقدات واحکام دین مقدس اسلام باشد» تطبیق نمایند، زنان با وضعیت بدی روبرو خواهند شد. او نگران پروسه صلح است و می گوید اگر رسیدن به صلح به قیمت از دست رفتن عدالت و ارزش هایی باشد که تا کنون کسب کرده ایم، شرایط زندگی برای زنان در افغانستان دوباره وحشتناک خواهد شد.

Photo : Mahshid Rasti / Matthieu Hackière

لطفا خودتان را معرفی کنید.

عزیزه خیراندیش هستم، هماهنگ کننده دفتر شبکه نهادهای مدنی حقوق بشر در ولایت هرات.

آیا خاطره ای دارید که در آن حقوق بشری شخص شما نقض شده و در زندگی شما تاثیر گذار بوده باشد؟

با اینکه در خانواده پرجمعیتی بزرگ شدم، والدینم بین ما تبعیض قایل نبودند. اما در محیط کار، زمانی که از شغل معلمی در یکی از مکاتب دخترانه استعفا دادم و وارد یکی از ادارات دولتی شدم، همه چیز عوض شد. چون در اداره به عنوان مسوول دفتر کار می کردم زیردستان من احساس حقارت می کردند که یک زن مسوول شان باشد و خود را کوچک می شمردند. حتی کارمند خدماتی سال اول، از این که زیر دست یک زن کار می کند احساس حقارت می کرد. یک روز از یکی از موسسات دولتی کارمندی مکتوبی آورد که من سریع امضاء کنم اما بر اساس ملاحظاتی که داشتم می خواستم بعد از مطالعه و بررسی مکتوب را امضاء کنم. فردی که مکتوب را آورده بود با صدای بلند گفت: «چقدر امضاء شما پیش چشمتان با ارزش است. امضاء کنید که دیر شد. می خواهم بروم.» اما من در جوابش گفتم: «این موضوع مربوط به من می شود، لطفا منتظر باشید ، من بعد از مطالعه امضاء می کنم.» یکی دیگر از خاطراتم مربوط به دوره طالبان است. در آن دوره برای رفتن به خانه مدت ها باید منتظر موتر فلانکوچ می ماندم، چون موترها پر از مسافر بود و فقط صندلی جلو جای نشستن بود. مردها به من اجازه نمی دادند در صندلی جلو بنشینم. روزی در یکی از فلانکوچ ها در صندلی جلو موتر نشستم. مردی پشت سرم گفت: «ما عمری جهاد کردیم ولی شما زن ها شرم و حیا ندارید جلو موتر پیش راننده می نشینید.» همچنین، روزی به خاطر بیماری باید به پزشک مراجعه می‏کردم؛ اما طالبان به دلیل نبود محرم که مرا تا پیش پزشک همراهی کند، اجازه ندادند که به مطب بروم و از درمان من جلوگیری کردند.

سه دستاورد مهم دوران جدید چه بوده است ؟

با توجه به سرازیرشدن و مصرف شدن کمک های مالی به افغانستان و تمرکز روی وضعیت زنان در کشور، در کل در وضعیت زنان تغییرات زیادی به وجود آمده است. تغییرات کلی در فرهنگ کشور مشاهده می شود. فرهنگ خشونت پروری کاهش یافته است؛ این کاهش را می توان حتی در برخورد رانندگان تاکسی و دکانداران نیز مشاهده کرد. مردم کوشش دارند از خشونت پرهیز کنند. فضای دموکراتیک حاکم در کشور خوشایند است. اگر این وضعیت تا پنج سال دیگر ادامه یابد من مطمئن هستم که فرهنگ دموکراسی و حقوق بشر و نیز فرهنگ احترام به زنان در مردان نهادینه خواهد شد.

چه چیزی در دوران جدید اعتماد شما را جلب کرده و شما آن را به عنوان یک نوآوری و ابتکار، مثبت ارزیابی می کنید؟

چیزی که هرگز در گذشته مشاهده نکردم اما امروز به وضوح آن را می بینم، علاقمندی و شور و اشتیاق خانواده ها به تحصیل است. رقابت تعلیمی و تحصیلی در تمام خانواده ها مشاهده می شود؛ حتی این حس در بین خانواده های فقیر نیز قابل مشاهده است. بسیاری از خانواده ها برای دختران و پسران خود زمینه تحصیل در مراکز تعلیمی و تحصیلات عالی و همچنین کورس های آموزشی خصوصی را مهیا ساخته اند. تغییرات در سطح زندگی خانواده ها، حتی زاد و ولد کمتر، مصداقی از بالارفتن فرهنگ شهرنشینی در افغانستان است. همه این حرکت ها سبب برانگیخته شدن حس اعتماد در من شده است.

مهمترین ترس امروز شما چیست؟

وضعیت امروز تا اندازه ای نگران کننده است. بخصوص پروسه صلح، که قرار است با طالبان مصالحه شود و نیروهای نظامی کشورهای غربی افغانستان را ترک کنند. اگر رسیدن صلح به قیمت از دست رفتن عدالت و ارزش هایی باشد که تا کنون کسب کرده ایم، شرایط زندگی برای زنان در افغانستان دوباره وحشتناک خواهد شد. اگر کسانی وارد دستگاه حکومت شوند که مخالف هویت زنان باشند، ما دوباره همه چیز را از دست خواهیم داد.

سه چالش بزرگ پیش روی افغانستان چیست؟

بزرگترین چالش در کشور فساد اداری است. همچنین ضعف حاکمیت قانون که خود یکی از عوامل این نوع فساد است. وجود جنگ سالاران در راس نهاد قدرت نیز از چالش های عمده به حساب می آید؛ زیرا این افراد همیشه خود را به جای قانون می گذارند و قانون فقط بر افراد ضعیف جامعه تطبیق می شود.

فکر می کنید جامعه امروز اجازه خواهد داد که دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و عدم حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟

من به وضعیت کنونی خیلی بدبین نیستم و فکر نمی کنم دوباره این سناریوی تلخ تکرار شود. اما اگر طالبان به دولت راه یابند و بخواهند ماده سوم قانون اساسی را که «هیچ قانونی نمی تـواند مخالف معتقدات واحکام دیـــن مقدس اسلام باشد» تطبیق نمایند، زنان با وضعیت بدی روبرو خواهند شد. زیرا برداشت آنان از اسلام تندروانه است. اگر طالبان که ادعای تغییر قانون اساسی را دارند، بخواهند این ماده را تطبیق کنند این سناریو دوباره تکرار خواهد شد.

آیا خاطره ای دارید که در آن حقوق بشری یکی از اعضای زن خانواده و یا آشنایان شما نقض شده باشد؟

در زمان حکومت طالبان، زنان بارها برای رفتن از یک سوی شهر به سوی دیگر منتظر سرویس های عمومی می ماندند اما به دلیل این که سرویس ها مردانه و زنانه شده بود و سرویس پر از مرد بود، خانواده من و زنان دیگر جامعه حق سوار شدن به آن سرویس را نداشتند.

سه عامل بازدارنده (ساختاری، اجتماعی و فرهنگی ) در مقابل مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چیست؟

در قدم اول فرهنگ به شدت مردانه و مردسالار این ذهنیت را در مردم ایجاد کرده که مرد برتر از زن است و حقوق زن نصف حقوق مرد است. زن وظیفه اش بچه داری و آشپزی است. عامل دیگر برداشت های تند و نادرست از اسلام است. این تفاسیر واپس گرایانه از دین باعث گردیده تا ذهنیت زن ستیزانه در جامعه گسترش یابد. در عین حال وابستگی اقتصادی زنان یکی دیگر از عوامل مهم بازدارنده در مقابل مشارکت زنان محسوب می شود. اساس و بنیاد همه چیز اقتصاد است. اگر زن از استقلال مالی برخوردار باشد، اعتماد به نفس بیشتری دارد و خود را به عنوان موجودی اضافی تصور نخواهد کرد.

سه مطالبه عمده زنان به طور کلی چیست؟

اگرچه وضعیت کنونی ایده آل نیست اما زنان امیدوار هستند که همین وضعیت ادامه یابد و وضعیت بدتر از این نشود. همچنین برداشت های زن ستیزانه از اسلام تغییر کند و نگاه مناسبی از جایگاه زن در جامعه شکل گیرد. از خواست های دیگر زنان، کار بر روی فرهنگ جامعه است. تا به صورت سیستماتیک و پایه ای با فرهنگ زن ستیزانه مبارزه نشود هیچ تغییری در اجتماع رخ نخواهد داد. وزارت اطلاعات و فرهنگ و نهادهای مدافع حقوق زن، باید روی فرهنگ احترام به زنان و تقویت نقش آنان در تمام عرصه ها کار کنند. در بخش اقتصادی نیز باید برای استقلال مالی زنان بیشتر تلاش شود. خواست زنان تقویت مهارت های آنان و فراهم سازی زمینه های مناسب برای کار و اشتغال است.

منابع قابل اتکاء در داخل افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان کدامند؟

یکی از بزرگترین منابع قابل اتکا وجود جامعه جهانی در کشور است. البته متاسفانه حکومت برای تقویت اعتماد جامعه جهانی هیچ کاری انجام نداده است. در حالی که اعتمادبخشی به جامعه جهانی در تقویت فعالیتهای دولت نقش اساسی دارد. سازمان های مدافع حقوق بشر و حقوق زن هم از منابع مهم قابل اتکاء محسوب می شوند.

برای دخترتان چی آرزویی دارید؟

من دختر ندارم اما برای همه دختران کشورم آرزو میکنم تمام حقوقی را که جامعه برای برادرشان قائل است برای آن ها نیز قائل باشد. دیگر بخاطر طی کردن یک مسافت ساعت ها برای سوار شدن در وسیله نقلیه جمعی کنار سرک ها نایستند و بتوانند مثل برادران خود از بایسکل و موترسایکل استفاده کنند.

در حوزه خصوصی یا عمومی یعنی فعالیت های مدنی حرفه ای خود برای رفع موانع ذکر شده از جمله تبعیض چه کرده و چه می کنید؟

من خانواده ام را در همه زمینه ها با خود همکار ساخته ام. در خانه بین من، شوهر و پسرانم کارها به صورت درست و مساوی تقسیم شده و هر کس مسوولیتی دارد. در عرصه کاری فعالیت هایی برای آگاهی بخشی به اقشار مختلف جامعه انجام داده ام. معلمان، دانش آموزان و دانشجویان را تحت پوشش برنامه های آموزشی حقوقی قرار داده ام. با تدویر کارگاه های آموزشی برای علما سعی نموده ام که دیدگاه آنان را نسبت به زن تغییر دهم.

اگر پیام خاصی دارید بفرمایید؟

پیامم برای زنان این است که توانمندی های خود را درک کنند. اگر زنان به خود باور داشته باشند، انرژی شان چند برابر خواهد شد و می توانند در جامعه حضوری فعال داشته باشند. پیامم به مردان این است که از زنان حمایت کنند. اجازه دهند دختران شان و همسران شان درس بخوانند و به تحصیل خود ادامه دهند.

بیشتر بخوانید
campagne