ماریا بشیر: والی طالبان مدارک تحصیلی ام را پرتاب کرد و گفت: برو به خانه بنشین!

24/02/2014
کارزار مبارزاتی
en fa

ماریا بشیر، رییس خارنوالی استیناف هرات است. او توشیح قانون منع خشونت علیه زنان را بزرگ ترین دستاورد دوران جدید می داند، افزایش آگاهی حقوقی و سیاسی مردم را امری نو تلقی می کند و ترسش این است که قبل از آن که جامعه افغانستان به خودکفایی برسد و نیروهای امنیتی کشور تقویت شوند، جامعه جهانی افغانستان را تنها بگذارد. او معتقد است که عدم اعتماد جامعه و حتا قشر روشنفکر آن به زنان و توانایی های آنان، نبود اعتماد و انسجام بین خود زنان، به فراموشی سپردن وعده های حمایتی دولت و جامعه جهانی از زنان، از عوامل مهم بازدارنده برای مشارکت زنان در بخش های مختلف است.

Photo : Wahida Samadighalam / Matthieu Hackière

لطفا خودتان را معرفی کنید.

ماریا بشیر هستم. از سال ۱۳۷۰ در دادستانی کل کشور استخدام شدم و بدون وقفه به جز دوره طالبان، در ارایه خدمت به هموطنانم کار کردم. از شش سال پیش مسوولیت ریاست خارنوالی استیناف هرات را به عهده دارم.

اگر خاطره ای دارید که در آن حقوق بشری شخص شما نقض شده و این مساله در زندگی شما تاثیر گذار بوده برای ما نقل کنید.

در دوره طالبان، با آن که دارای تحصیلات عالی بودم، اما با اعلام ممنوعیت کار زنان، کار خود را از دست دادم. در اعتراض به این وضعیت، همراه حدود چهارصد خانم دیگر، با در دست داشتن مدارک تحصیلی مان، در مقابل دروازه مقام ولایت تجمع نمودیم. من در صف اول تجمع کنندگان بودم. با دیدن والی سعی کردم از میان جمعیت خود را به او برسانم و مدارک تحصیلی ام را به او نشان بدهم. به این امید که بتوانم دوباره به سر کار خود برگردم. اما والی بی آن که به مدارکم توجه کند، مدارک را به طرفم پرتاب کرد و گفت: برو به خانه بنشین.

سه دستاورد مهم دوران جدید چه بوده است؟

بزرگ ترین دستاورد توشیح قانون منع خشونت است. دیگری، تغییر وضعیت زندگی زنان و سهم گیری آنان در عرصه های سیاسی مثل پارلمان، مجلس سنا و شوراهای ولایتی است. آزادی بیان را نیز می توان از دستاوردهای خوب این دوران محسوب کرد.

چه چیزی در دوران جدید اعتماد شما را جلب کرده و شما آن را به عنوان یک نوآوری و ابتکار مثبت ارزیابی می کنید؟

افزایش آگاهی حقوقی و سیاسی مردم، تا اندازه ای باعث جلب اعتماد من شده است. همچنین جنگ های سی ساله، مردم را با حقوق سیاسی و مدنی شان آشنا ساخته است، بخصوص جوانان کشور که در راستای شناخت حقوق شهروندی و آگاهی بخشی در این زمینه بسیار تلاش کرده اند. این ها همه روزنه امید و تکیه گاهی برای اعتمادبخشی است.

مهمترین ترس امروز شما چیست؟

ترسم از این است که قبل از آن که جامعه ما به خودکفایی برسد و نیروهای امنیتی کشورمان تقویت شوند، جامعه جهانی ما را تنها بگذارد. گسترش فساد اداری در نظام کشور نیز در حال حاضر مرا بسیار نگران ساخته است.

سه چالش بزرگ ساختاری، اجتماعی و فرهنگی پیش روی افغانستان چیست؟

تعصبات کور و شناخت غلط و عدم آگاهی از واقعیت اسلام، عرف و عنعنات ناپسند که با مسایل دینی خلط شده و بین مردم و دین فاصله انداخته است و نبود روحیه وطن دوستی و وطن پرستی در بین مردم، بزرگ ترین چالش هایی است که پیش روی افغانستان قرار دارد.

فکر می کنید جامعه امروز اجازه خواهد داد که دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و عدم حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟

آرزو دارم جامعه از تکرار این سناریو جلوگیری کند. اما من بیمناکم؛ اگر همچنان قوه دگرستیزی در بین مردم حفظ شود و دخالت های کشورهای همسایه به همین صورت ادامه پیدا کند، و از طرفی فقر و بیکاری نیز کاهش نیابد، امکان دارد که این سناریو بازهم تکرار شود.

آیا خاطره ای دارید که در آن حقوق بشری یکی از اعضای زن خانواده و یا آشنایان شما نقض شده باشد؟

بیشتر خاطراتی که حقوق بشری مردم در آن نقض شده به دوره تاریک طالبان بر می گردد. یادم است در آن دوران، برادرم که کار دولتی خود را از دست داده بود به وسیله تاکسی امرار معاش می کرد. یک روز تنها به جرم این که موتر خود را جلو موتر طالبان پارک نموده بود به شدت مورد لت و کوب قرار گرفت و با وضع بسیار تاسف باری به خانه برگشت. هر گز آن صحنه و آن اتفاق را فراموش نمی کنم.

سه عامل بازدارنده در مقابل مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چیست؟

عدم اعتماد جامعه و حتا قشر روشنفکر به زنان و توانایی های آنان، نبود اعتماد و انسجام بین خود زنان، به فراموشی سپردن وعده های حمایتی دولت و جامعه جهانی از زنان، از عوامل مهم بازدارنده برای مشارکت زنان در بخش های مختلف است.

به نظر شما سه مطالبه عمده زنان به طور کلی چیست؟

تطبیق و اجرایی شدن تمام قوانین نافذه کشور، تا به این وسیله احکام قانون از بند اوراق رها شوند و جنبه عملی پیدا کنند. از بین رفتن نقش سمبولیک زنان و به رسمیت شناختن آنان به عنوان شهروند و تبعه افغانستان، همچنین احترام گذاشتن به حقوق انسانی و شهروندی زنان.

به نظر شما منابع قابل اتکاء در داخل افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان کدامند؟

هنوز از مرجع قابل اعتمادی نمی توان نام برد؛ اما بخش هایی از پولیس، خارنوالی مبارزه با خشونت علیه زنان، وزارت امور زنان و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از نهادهای قابل اتکاء به شمار می روند.

برای دخترتان چه آرزویی دارید؟

وقتی وضعیت زنان را در کشورهای دیگر می بینم، مطالعه می کنم و یا که می شنوم، آرزو دارم دخترم به جایگاهی برسد که زنان دیگر جهان به آن رسیده اند. مانند آنان از حق انتخاب همسر، مسکن، حق کار و دیگر حقوق انسانی برخوردار شود.

در حوزه خصوصی یا عمومی یعنی فعالیت های مدنی و حرفه ایی خود برای رفع موانع ذکر شده از جمله تبعیض چه کرده و می کنید؟

من در خانه و محل کار خود سعی نموده ام حقوق دیگران را مراعات کنم. همیشه سعی کرده ام توانمندی های زنان را درک کنم و آنان را تشویق کنم به راهی که آرزو دارند، قدم بردارند. در حوزه کار و فعالیت خودم نیز، اگر خانمی برای به دست آوردن حقوق خود به من مراجعه نموده، سعی کرده ام با کمک همکارانم مشکلش را در کمترین زمان ممکن حل کنم.

اگر پیام خاصی دارید بفرمایید؟

پیام من این است که زنان با شناخت و انتخاب دقیق، سهم خود را در انتخابات حفظ کنند. نگذارند که دیگران مانند پدر و مادر، وکیل گذر و ارباب محل شان در تصمیم گیری شان دخالت کند. مستقلانه، هوشیارانه و آزادانه در انتخابات شرکت کنند و برای کسب اطلاعات در مورد نامزدان انتخابات به زنان فعال در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مراجعه کنند.

بیشتر بخوانید
campagne